۱۳۸۹-۰۲-۰۳
پلنگ لطیف و انسان درنده

امروز مجتبی بهم یه کلپ نشون داد از شکار شدن یه بوزینه توسط یه پلنگ. پلنگ بوزینه رو شکار می‌کنه و بعد اون رو حمل می‌کنه تا به بالای درخت ببره. تو این مسیر ناگهان نوزاد بوزینه که تو رحم مادرش بوده و آماده‌ی به دنیا اومدن، به دنیا می‌آد و مشخص می‌شه که بوزینه‌ی مادر حامله‌ بوده و برای زایمان روی زمین اومده بوده که ناغافل توسط پلنگی شکار می‌شه.

پلنگ هم مثل بیینده‌ی تلویزیونی شکه می‌شه اما با کاری که می‌کنه تعجب بیینده رو چند برابر می‌کنه. پلنگ جنازه‌ی مادر رو رها می‌کنه و به سراغ نوزاد می‌ره. اون رو می‌لیسه و در آغوش می‌گیره و با خودش به بالای درخت می‌بره. نوزاد بوزینه کمی از پلنگ دوری می‌کنه اما کم کم اونقدر محبت پلنگه روی نوزاد اثر می‌ذاره که نوزاد بوزینه خودش رو در آغوش گرم پلنگ رها می‌کنه و مشغول استراحت می‌شه. پلنگ گرسنه لاشه‌ی مادر رو رها می‌کنه و از نوزاد بی مادر مراقبت می‌کنه.

دیدن این ویدئو من رو به خاطراتم برد. جایی که قرار بود پدر و مادر و مادربزرگم از حج برگردن و من فقط هفت سالم بود. گوسفندی سر بریده شد و وقت خالی کردن شکم گوسفند قصاب متوجه شد که گوسفند حامله بوده. جنین رو که با چشمانی بسته نفس نفس می‌زد و قلبش تند تند می‌زد، از شکم مادر خارج کرد. جنین رو که پوست لطیفی داشت روی زمین ضمخت خوابوند. همه به چه کنم؟ چه کنم؟ افتاده بودند که یه آدم واقع گرایی از راه رسید و گفت "حلالش کن".

پ. ن:  قصد مقایسه ندارم. چون واقعا نمی‌شد از جنین اون گوسفند مثل نوزاد اون بوزینه مراقبت کرد. جنین ناقص بود. اما بعدها شنیدم که همه می‌گن گوشت گوساله از گاو خوشمزه‌تره و گوشت بره از گوسفند دلچسب‌تر. حیوانات برای رفع گرسنگی به ناچار شکار می‌کنن و گاهی مثل پلنگ داستان ما خوی عاطفی از خودشون نشون می‌دن و ما انسان‌ها برای لذت بیشتر همه کاری می‌کنیم و برای مضاعف کردنش خوی درندگی پیدا می‌کنیم.
1 Comments:
Anonymous پویا said...
شاید برای همین پلنگ صورتی نازنین پلنگ بود چون انسان بودن کار کثیفیست جدن!
سلام و مرسی. این پستت رو که خوندم دیدم که الا و بلا اگر این کتاب مردی بدون وطن رو هنوز نخوندی، سریعتر بخون! ونه گات شدیدن پایه ی همین حرفهاست. بشینین و با هم دل سیر درد دل کنین.