۱۳۸۹-۰۲-۰۵
پای آن کاج بلند

خیلی از مواقع، تو گفتار نسل قدیم به ما به عنوان نسل جدید انگ "بی اخلاقی" چسبونده می‌شه. ما طرفدار سیاست‌ها و فرهنگ غربی معرفی می‌شیم. به ما تهمت زده می‌شه که ما دور از انسانیت، معنویات و اخلاقیاتیم و برای این‌ها تو دنیای امروز ارزشی قایل نیستیم. دین گریزیم و به فلسفه‌ی غرب وابسته‌ایم. باور چندانی به خدا و گناه و حلال و حرام نداریم.

اینجاست که نسل قدیم تو شناخت ما دچار اشتباه شده. ما از انسانیت و معنویات دور نشدیم، بلکه دیگه جایگاهی قدسی و ماورا انسانی برای انسانیت و معنویت قایل نیستیم. زشتی هر امری رو با وجدان و عقل می‌سنجیم نه با دستورات الهی. اگر کار زشتی رو  انجام نمی‌دیم به این دلیله که زشتی اون رو فهمیدیم، نه به این دلیل که به ما امر شده که این کار زشته. در واقع برای هیچ چیزی قداست و پاکی ذاتی قایل نیستیم. ما از انسانیت دور نشدیم. شاید از معنویات قدسی و الهی دور شده باشیم اما از معنویت ناب و خالص دور نشدیم. خدای ما دیگه اون بالا بالاها نیست. همینجاست. خیلی نزدیک.

در واقع تعاریف ما با نسل قبل فرق کرده. ما انسانیت و معنویت رو در ذات یک عمل جستجو می‌کنیم و نسل قبل این‌ها رو در تعالیم و آموزه‌ها. تفاوت این دو نگاه تو نقاط باریک مشخص می‌شه. در نگاه ما هیچ هدفی وسیله رو توجیه نمی‌کنه چون خود وسیله هم ارزیابی می‌شه ولی تو نگاه نسل قبل چون انسانیت و معنویت از آموزه‌ها سرچشمه می‌گیره، هدف توانایی توجیه وسیله رو خواهد داشت.

و خدایی که در این نزدیکی است
لای این شب‌بوها، پای آن کاج بلند
سهراب سپهری