برداشت اول، محمد نوریزاد: چند سال قبل گزارشی از اخبار شبانگاهی شبکهی سه پخش شد. گزارشی از پشت صحنهی یک مجموعهی تلویزیونی در حال ساخت به اسم "
چهل سرباز" به کارگردانی "محمد نوریزاد". داستان مجموعه، به شکلی انتزاعی پهلوانان کهن و اساطیری ایران (مثل رستم) و جنگجویان و یاران پیامبر اسلام (مثل علی) رو وارد کارزار مشترکی میکرد.
نمیدونم که این مجموعه کی به پایان رسید و چه زمانی و از چه شبکهایی پخش شد. اما همون چند صحنهایی که توی گزارش نشون داده شد طراحیهای ضعیف لباس، صحنه و چهرهپردازی و بازی نسبتا تصنعی بازیگران رو نمایش میداد. (نوار سمت چپ لینک بالا، عکسهایی از طراحی صحنه، لباس و چهرهپردازی این فیلم رو نمایش میده). وقتی چهره و لباس کارگردان اثر نشون داده شد، دلیل ضعفهای فیلم به وضوح مشخص شد. درحالی که صحنههای در حال ضبط پرتحرک و مربوط به نبرد و سوارکاری و خاک و غبار بود، کارگردان با کت و شلوار اتو کشیده، بسیار منظم و تر و تمیز سعی در هدایت بازیگران و عوامل صحنه داشت. این
عکس رو ببینید. از طرفی لابد طبق عادت مرسوم برای این مجموعه بودجهی مناسب و شاید کلانی هم در نظر گرفته شده بود.
برداشت دوم، کیانوش عیاری: شبکهی چهار صدا و سیما پنجشنبهها برنامهایی به نام "یک فیلم، یک تجربه" پخش میکنه که در هر قسمت به یکی از فیلمهای سینمایی محبوب یا سریالهای تحسین شدهی بعد از انقلاب میپردازه. بخشهایی از خود فیلم و پشت صحنه رو نشون میده و با عوامل فیلم صحبت میکنه. موضوع یکی از قسمتهای اخیر این برنامه، مجموعهی تلویزیونی "روزگار قریب" به کارگردانی "کیانوش عیاری" بود. سریالی که در ۳۶ قسمت ۶۰ دقیقهایی به مرور بخشهایی از زندگی دکتر قریب پرداخت. سریالی که ساختش پنج سال طول کشید و لاید این سریال هم نیاز به هزینهی بالایی داشت.
کسانی که این سریال رو دیدهاند حتی کسانی که یک یا دو قسمت این سریال رو دیدهاند حتما حرفهایی بودن طراحیهای صحنه، لباس و چهرهپردازی و بازیهای بسیار روان این فیلم را تحسین میکنند. با دیدن پشت صحنهی این مجموعه میشد یکی از دلایل توفیق این مجموعه رو دید. کارگردانی که حین فیلمبرداری از لباس راحت استفاده میکنه، خودش رو تو هر صحنه درگیر میکنه. تیشرت گشاد میپوشه و کتونی به پا میکنه و همهی حواس و تمرکزش رو برای اثرش خرج میکنه تا اثری قابل توجه و درخور ارائه بده.
برداشت سوم، فرجالله سلحشور: سینما و تلویزیون ایران هم قبل و هم بعد از انقلاب از موضوعات تاریخی بهره برده اما ساخت فیلمهای تاریخی - مذهبی با دو گام استوار تو سال ۱۳۷۳ آغاز شد. تو این سال، ساخت فیلم "روز واقعه" با فیلمنامهایی از "بهرام بیضایی" و به کارگردانی "شهرام اسدی" آغاز شد. همچنین ساخت مجموعهي عظیم تلویزیونی امام علی تو این سال کلید خورد. این مجموعه موجی از ستایشها رو نثار کارگردان و نویسندهی اون، "داود میرباقری" کرد. "روز واقعه" سال بعد، ۱۳۷۴ اکران شد. کاندید هفت سیمرغ از جشنوارهی سیزدهم فجر و برندهی پنج سیمرغ این جشنواره شد. سال ۱۳۷۶ مجموعهی امام علی که ساخت اون سه سال طول کشید از تلویزیون پخش شد.
"
فیلمنامهای پرکشش، کم ایراد و داستانی که به اصول درام وفادار بوده و در عین حال که تاریخ را روایت میکند و اشارههایی به حوادثی تعیین کننده در فرهنگ شیعی دارد جذاب و داستانی است و قطب خیر و شر را به خوبی مقابل یکدیگر قرار میدهد. پس از این مجموعه کارگردانی به سراغ این موضوع نرفت، گویی همه آنچه باید درباره علی (ع) گفته میشد با این مجموعه به پایان رسیده بود"(برداشتی از خبرگزاری مهر).
بعد از ساخت و نمایش این دو اثر بود که میل و رغبت فیلمسازان متوجه موضوعات مذهبی - تاریخی شد، به خصوص ساخت مجموعههای تلویزیونی، بسیار مورد توجه قرار گرفت. مجموعههای " تنهاترین سردار"، "مردان آنجلس"، "مریم مقدس"، "معصومیت از دست رفته"، "ولایت عشق" و "یوسف پیامبر" ادامهی مسیری هستن که با "روز واقعه" و "امام علی" شروع شد. اگر بخواهیم این مجموعهها رو ردهبندی کنیم، بدون شک یکی از ضعیفترین مجموعههای تاریخی - مذهبی تاریخ سینما و تلویزیون ما، با در نظر گرفتن حجم تبلیغات و هزینه و مانور، مجموعهی یوسف پیامبر بود. این مجموعه موجی از ایرادها و انتقادات را برای کارگردان آن به همراه داشت. ضعف در انتخاب بازیگر، تصنعی بودن بازیها و دکور، شخصیت پردازی ضعیف، ایرادات تاریخی و داستانی به مجموعه از جمله اصلیترین انتقادها بود. کارگردان این اثر فرجالله سلحشور، به تازگی ایراداتی رو به مجموعهی امام علی وارد دونسته که بدون اینکه بخواهیم این ایرادات رو درست یا غلط بدون باید اشاره کنیم که نه تنها ایراداتی مشابه ولی با عمق بیشتر به مجموعهی یوسف پیامبر وارده بلکه این مجموعه از جنبههای دیگهایی هم مورد انتقاد قرار گرفته که مجموعه ی امام علی دست کم در این جنبهها بسیار موفق بوده. کارنامهی این کارگردان با طرح شکایتی که ایشون رو متهم به سرقت ادبی در ساخت مجموعهی یوسف پیامبر کرد کامل شد.
برداشت چهارم، محسن مخملباف: هر نسلی از نسلهای اخیر تو خاطرات جوانی خودش فیلمی از محسن مخملباف داره که از لحاظ فرم و محتوا با فیلمهایی که نسل قبل و بعد خودش از مخملباف به یاد داره متفاوته. یکی مخملباف رو با "بایسیکلران" میشناسه. یکی با "ناصرالدین شاه، آکتور سینما". یکی با "کلوزآپ" و "سلام سینما". یکی با "نون و گلدون" و "گبه". یکی هم با "سکس و فلسفه" و "فریاد مورچهها". مخملباف رو میشه فیلمسازی مولف بدون شخصیت سینمایی ثابت دونست.
برداشت آخر: محمد نوریزاد از همکاران آوینی در روایت فتح بوده. فیلمهایی هم که ساخته با تهیهکنندگی "موسسهی فرهنگی-هنری شهید آوینی" بوده. تا قبل از انتخابات سال ۸۸ از نزدیکان و حامیان حاکمیت بود. اما بعد از انتخابات به دلیل مواضع و نامههایی که برای رهبر ایران نوشت مورد غضب قرار گرفت و بازداشت شد. برخلاف نوریزاد، فرجالله سلحشور مواضعی سفت و سخت در حمایت از حاکمیت و شخص احمدینژاد داشته و اخیرا در جواب نامههای نوریزاد به رهبر ایران، نامهایی خطاب به نوریزاد منتشر کرده. کارنامهی سینمایی فرجالله سلحشور با بازی در اولین فیلم محسن مخملباف، توبهی نصوح، آغاز شد. محسن مخملباف سابقهی فعالیتهای چریکی و زندان قبل از انقلاب رو داره و بعد از انقلاب در حوزه ی هنری مشغول به فعالیت شد و به نوعی در جبههی حاکمیت جمهوری اسلامی و در حمایت نظام فعالیت میکرد اما به مرور زمان تغییرات زیادی در نحوهی نگرش و فیلمسازی مخملباف ایجاد شد و از لحاظ سیاسی هم به یکی از منتقدان حاکمیت بدل شد و اوج فعالیت سیاسی مخملباف رو میشه اندکی قبل از انتخابات و بعد از انتخابات دونست. به مناسبت حوادث عاشورای ۸۸ با نامهایی سرگشاده رهبر ایران رو با یزید مقایسه کرد و مطلبی با عنوان "رازهای زندگی خامنهایی" انتشار داد که مدعی بود گزارشی از کارمندان بیت رهبری و کارکنان وزارت اطلاعات بود که به خارج گریخته بودند. کیانوش عیاری اما برخلاف این سه فیلمساز درگیر سیاست نشد اما قبل از انتخابات، مثل خیلی از اهالی فرهنگ و هنر حمایت خودش رو از میرحسین موسوی اعلام کرد.
هزینههای فیلمهای محمد نوریزاد و فرجالله سلحشور به دلیل مواضعی که در حمایت از حاکمیت ایران داشتهاند همواره تامین بوده و در حالی که سابقهی سینمایی این دو هیچ نشانی از فیلم و یا سریالی برجسته و تحسین شده نداره اما هیچ وقت این دو فیلمساز نگرانی بابت تامین منابع برای اثر بعدی نداشتهاند. چهرهی و نام این دو بیشتر از اینکه بیانگر یک اهل فرهنگ و سینما باشه، چهرهایی و نامی سیاسی شده، با کارهای سینمایی و تلویزیونی نازل. اما حکایت مخملباف متفاوته. مخملباف در فیلمسازی و نویسندگی پرکار و موفق بود اما تندرویهای ذاتی مخملباف گهگاه گریبانگیرش شده و اون رو به اعماق سیاست کشونده. فیلمسازی که میتونست فارغ از دغدغههای سیاسی به اوجهایی بالاتر از این دست پیدا کنه و آثار ماندگار بیشتری خلق کنه. شاید بهتر بود روشی چون عیاری و یا کیارستمی رو در پیش میگرفت. شاید بهتر بود چیزهای مختلف رو با هم قاطی نمیکرد.