۱۳۹۱-۰۶-۲۰
دنیای این روزای من
عذر می‌خوام ولی  از ریدن متنفرم، اغلب وقتی به توالت می‌رم و خودم رو سنگین تخلیه می‌کنم برای یک لحظه احساس خوبی بهم دست می‌ده ولی بلافاصله به این فکر می‌کنم که اون حجم از مدفوع حتمن به جی اسپاتی که می‌گن برا مردا تو کونشونه فشار آورده و لذتی که از تخلیه‌ی اون توده عظیم بهم دست داده به این دلیل بوده. لذت ِ ناشی از تحریک جی اسپات. ولی چیزی که این روز‌ها ریدن رو برای من بی‌نهایت ناراحت‌کننده و کشنده  کرده فشار بسیار کم آبیه که از شیلنگ خارج می‌شه. من هنوز طعم واقعی دستشویی فرنگی رو نچشیدم و دقیقن نمی‌دونم تخلیه شدن به روش سنتی بهتره یا مدرن ریدن. منتها حدسم اینه که هر جور ریدن باید بهتر از ریدن تو توالت ایرونی و با فشار کم آب باشه. 
روزهایی که سر کار می‌رفتم خیلی بهتر بود، هر چی می‌خوردم خوب هضم می‌شد و در مرحله‌ی بعد تو روده حسابی جذب می‌شد  و در نهایت چند دونه پشکل سیاه و سفت ازم خارج می‌شد، ولی الان که شهریور رو تعطیل اعلام کردم و تو خونه نشسته‌ام و به کارهای عقب مونده‌ی پایان نامه می‌رسم عملن جذب حداقلی و دفع حداکثری صورت می‌گیره. هر بار هم که بین وعده‌های غذایی به توالت می‌رم و مدفوع زیادی ازم خارج می‌شه، حالم بدتر می‌شه، شما نمی‌تونین تصور کنین وقتی فشار آب کمه  چه اتفاق نامیدکننده و رقت انگیزی می‌افته، دلم برای اجدادمون می‌سوزه، زمانی که با آفتابه خودشون رو می‌شستن.
شک دارم چیزی دردآورتر از این باشه که شما برای یک ماه تو خونه و پشت لپ تاپ بشینین، زیاد بخوابین، زیاد بخورین، زیاد برینین و به کاری خسته کننده مثل پایان نامه برسین. قسمت دردناکترش اونجاست که شما بدون اینکه کار مفیدی تو طول روز انجام داده باشین برای چند بار به توالت می‌رین، حسابی خودتون رو تخلیه می‌کنین، ولی گندی که زدین راحت از بین نمی‌ره، چون فشار آب کمه و شما درگیر گندی که زدین می‌شین. و به معنی واقعی گهتون رو هم می‌زنین.